جاي كد آمارسنج
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
ادامه ی جکها در ادامه ی مطلب
صحرا
دخترا مي رن پيش خدا شکايت که چرا پسرا از اونا دران ولي ما نداريم؟!! ندا مياد که همه اونا مال شماست فقط حماليش مال پسرهاست!!!![]()
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
به ترکه ميگن از چه گلي خوشت مياد؟ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز
وصیت یک خر پیر هنگام مرگ به هم نوعانش :
1- سر یک مشت علوفه باهم دعوا نکنید .
2- گورخر پسرعموی شماست مواظب او باشید .
3- ترکها هیچ نسبتی به ما ندارن الکی خودشونو به ما وصل کردن .
4- ما در اصل تهرانی هستیم .
به ترک میگن شنیدم آدم شده ,
میگه نامردا شایعه کردن .
ترکه میخواست با ماشین با دوست دخترش برن بیرون
بهش میگه میام جلوت بگو دربست
دختره یادش میره چی بگه میگه مستقیم
ترکه میگه مسیرم نمیخوره .
اول ورودی لرستان تابلو زدن احتیاط !!
خطر پرس لر وسط جاده
اگه این SMS را بخونی یعنی دوستم داری ,
اگه پاکش کنی یعنی عاشقمی ,
اگه جوابمو بدی یعنی دلتنگمی ,
اگه جوابمو ندی یعنی بی قرارمی ,
حالا بگو چی کارش میکنی ؟
گفت بخواب , خوابیدم .
گفت واکن , واکردم .
درد داشت تحمل کردم
وقتی کارش تموم شد , خون اومد , ترسیدم !!!
آخه اولین بار بود که دندون کشیدم !
وقتی دلتنگی , وقتی تنهایی , وقتی عاشقی ,
وقتی بی کسی , وقتی ناراحتی ,
وقتی از دنیا و آدماش خسته شدی ,
هیچکس نمیفهمه , ولی کافیه یکبار بگوزی همه میفهمن .
هوا شناسی طی 24 ساعت گذشته اعلام کرده
اینجا دل یک نفر خیلی هوا تو کرده .
-------------------------------------
تا اگر روزی بیفتم صورت ماهت ببوسم .
-------------------------------------
مرغه با کلی ناز میگه نه خروسه
میگه به جهنم با مداد مینویسم .
------------------------------------
یه دختربه دوست پسرش میگه
اگه پای راست من ناهار باشه
و پای چپ من شام تو کدومو میخوری .
پسره میگه من ترجیح میدم عصرانه بخورم .
------------------------------------
یه ترکه و یه لره میرن مکه درحال سنگ زدن
به شیطان بودن
که ترکه به لره میگه : من سنگام تموم شده چیکارکنم ؟
لره میگه : کوتاه نیا فحش بده .
------------------------------------
اگر دیدی که روزی به یادت گریه کردم
آن روز پیاز رنده کردم .
------------------------------------
یک شب تو را از شدت شوق و شعف تشبیه به ماه کردم ؟
ولی لامپ صد هم نبود که ، من اشتباه میکردم .
------------------------------------
میخوامت به خاطر اونت ! ...
اون چیزه نازت ، میدونی که چی میگم !...
اونتو میگم ... اونیکه زیر لباسته ...
اون قلب مهربونت !
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
من بی تو دیگر دستان سردم از تو طلب عشق نمیکند.
تو بی من دیگر حرارت عشقت دل یخ زده ام را اب نمیکند.
من بی تو دیگر معجون عشقم نگاه ارامت را مست نمیکند.
تو بی من دیگر دنیای کوچکت دیروز سیاه مرا طلب نمیکند.
من بی تو دیگر زخم خنجرم داروی سکوتت را قبول نمیکند.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
قانون عشق: يك پسر با يك نگاه از يك دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي كه زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميكنه ... چون يك چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يكي ديگه ... بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يكي ديگه ميبينه ... اينجاست كه ميگه: حدسم درست بود ... و دوباره همون اشتباه قبلي رو ميكن
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
هيچوقت
ياد نگرفتم نوشتن روي كاغذ خاك خورده را تا بنويسم كه تو چون روز پاك به
تسلاي شب مي روي.امروز كه خروارها بذر عشق مي افشانم و خوشه هاي اميدواري
درو مي كنم مي بينم غم موصومي را كه دلت را ميلرزاند.تنور ايمان را مي
افروزم و از درد چشمانت می گویم. اين قلب شكسته مي خواهد ابر هارا بخنداند اري بايد ابرها را خنداند. اين حكايت را در دستانت ميگذارم دستهاي مهربانت را ميفشارم. من بي تو قلبم انباشته از درد است. دوستم بدار شاید فردایی نباشد. 
هر چي فكر ميكنم می بینم هيچوقت نميشه عشق را بهانه ساخت براي ارزان فروختن عشق.
اما به بهاي چه چيزي.به بهاي روزهاي سردي كه خيابان ها را قدم مي زدم براي رسيدن به تو.
يا به بهاي دقايقي كه نگاه منتظرم خشك ميشد به پنجره ي خانه ات براي يكبار ديدن روي تو.
يا شايد به بهاي لرزه اي كه بر اندامم افتاد براي رهايي از مرداب خيال و ترس از جواب تو.
يا اينكه به بهاي بهاري كه سفر كرد اما خزان وجودت راه را بست برروياي دل تو.
اي كاش فقط براي يك ثانيه
منو درك ميكردي تا در سكوت غم اسير نميشدم.
اي كاش فقط براي يك ثانيه
می ماندی تا در غربت عشق نمی پوسیدم.

کاشکی ستاره های امید خاموش نمیشدند.
کاشکی دلهای شادمون هیچوقت نمیگرفتند.
کاشکی وحشت مردن را باور میکردیم.
کاشکی فقط و فقط یک بار عاشق میشدیم.
کاشکی برای همیشه در کنار همدیگر بودیم.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
اگر یک روزی بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندونمت اما میتونم باهات گریه کنم.
اگر یک روزی نخواستی حرفهای کسی رو گوش کنی بهم بگو قول میدم ساکت باشم.
اگر یک روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمیدم که ازت بخوام بمونی اما میتونم باهات بدوم.
اما اگریک روز رفتی و بر نگشتی بهت قول نمیدم که منتظرت میمونم اما ازت میخوام وقتی اومدی یک شاخه گل رو قبرم بگذاری.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگ ترین داستان زندگی است که مجبوری اخرش را با جدایی به سرانجام رسانی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سر در برابر رودی است که از چشمان تو جاری است.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
فکر میکنم که عشق یک پرنده است.یک گل است.یک ترانه است.یا که خنده های کودکانه است.هر چه هست جاودانه است.
فکر میکنم که عشق یک ستاره است.یا که افتاب.یا که ماه.نه نه.عشق یک دل لطیف پاره پاره است.
فکر میکنم که عشق یک مشعل است.هر کجا که هست روشنی است.هر کجا که نیست سوت و کور و تیره است.
زندگی بدون عشق مشکل است.عشق روح مطلق است.کامل است.
فکر میکنم که عشق یک مذهب است.اب و باد و خانه نیست مکتب است.
عشق یک حقیقت است.اولین پدیده ی طبیعت است.راز خلقت است.رمز غیبت است.
عشق مرگ نیست زندگیست.سخت نیست عین سادگیست.
عشق عاشقانه های باد و گندم است.اولین پناهگاه کودکی اخرین پناهگاه ادم است.یا مسیح در درون مریم است.
فکر میکنم که عشق یک گل شقایق است.
فکر میکنم خدا هم عاشق است.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
دوست داشتن از عشق برتر است.
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی.اما دوست داشتن پیوندی خود اگاه و از روی بصیرت روشن و زلال است.
عشق بیشتر از غریزه اب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است.دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر کجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با ان اوج می یابد.
عشق در قالب دلها متجلی میشود.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست.اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی است.

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی نیست.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می افریند و دوست داشتن زیباییهای دلخواه را در عشق میبیند و میابد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی و بی انتها.
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را میگیرد و دوست داشتن بینایی را میدهد.
عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست میبرد.
عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو در دوست.
عشق ریسمان طبیعت است و سر کشان را به بند خویش می اورد تا انچه را که انان خود تز طبیعت گرفته اند بدو باز پس دهند و انچه را مرگ ستانده است به حیله ی عشق بر جای نهند که عشق تاوان مرگ است.
عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
رنگهای سرزمین عشق را بیگانه می بینم. رنگهای سرزمین عشق مرا مییازارند. اهوان صحرای عشق گرگان هار من اند. کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند.
زمین قبرستان پلید و غبار الودی است که مرا در خود به کینه می فشارد.ابر کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گستر ده اند.دریا گرگی است که معشوق معصوم مرا می بلعد.
پرندگان این سرزمین سایه های وحشت اند. سپیده هر صبح لبخند نفرت بار بر من سر می دهد. من با بهار می میرم. من در عطر یاس ها می گریم. من با هر برگ پاییزی می افتم.من زندگی را شوق را بودن را زیبایی را و مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم.

چه رنجی است لذتها را تنها بودن و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن و چه بدبختی ازار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن.
در عشق تنها ماندن سخت تر از کویر است.در عشق هر نسیمی که بر چهره ات می زند یاد تنهایی را در سرت بیدار می کند.
هر گل عشقی بر دلت داغ اتشی است.در ان روزها که افتاب و باران بهم در می یامیزند.در ان شبهای کویر نه از اسمان ستاره می بارد و دشت دعوت عشق را با دل تو تکرار می کند و مسافری تنها دست بر ستون زندگی و خسته از این زندگی بدنبال عشق می گردد.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
همه بهم میگن چرا حال تو رو از در و دیوار میپرسم.
منم بهشون میگم تو برای من سفر کرده ی جاویدی.
تو همون سفر کرده ای هستی که جات خیلی خالیه.
همه برای همدردی با من در ماتم تو مشکی پوشیدند.
مشکی چون این رنگ رنگ عشقه و این یعنی عشق به من و تو.
حال ای دختر اندوه زمانه ای سرایی که چنین غمزده در کام سکوتی.
امدم عکس تو را پیش نگاهم بنشانم تا بفهمی نگاه من در سکوت بود.
لينك ثابت
نويسنده : محمد
تاريخ :
|
|
| @ Ljava.mihanblog.com |
اين امر دو حالت دارد :
1
- اگه بخواي پس زمينه حركت نكنه و ثابت باشه بايد كد زير رو در وبلاگت قرار بديو آدرس عكسي رو كه مي خواي بزاري براي پس زمينه ، تو كد وارد كني :
2- اگه بخواي پس زمينه همراه با نوشته ها حركت كنه و ثابت نباشه از كد زير استفاده كن
و آدرس عكسي رو كه مي خواي بزاري براي پس زمينه ، تو كد وارد كن و بزار تو وبلاگت :
هر دو تا كد رو قبل از اولين تگ <body/> قرار بديد .
نوشته ي سمت راست موس